خرید بک لینک
سلام بر شهیدی که آسمانیان با او آشنایند آنقدر سر گرم عشق و خون شده ست که دیگر قصد ندارد به زمین نظری کند دوست دارددینش را با گوشت و پوستش به خواهر ارباب ادا کند برگردفاطمه سلما دارد رقیه میشود! سلام خدا و بانوان بهشتی بر همسر شهیدی که روضه گاهش مزا

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 18:34

داستان جنگ سوریه و حفظ مرز های اسلام چطور به گوش شهید رسید و چطور رفتن شونو با شما در میون گداشتنگفتگ ایشون پاسداربودن وبالاخره خبردار.بمن گفتن بیست هزارشیعه چهارسال هست که درمحاصره اندمن نمیتونم بنشینم وببینم.چون خیلی زرنگ بودن وتخصص درادوات داشتندو

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 18:34

میگفت:میخواهم جوری شهیدشوم که نیازبه کفن نداشته باشم روضهعباس(ع)دیوانه اش میکرد سال گذشته بعدازانفجارماشینش درحلب سوریه بی دست،اربااربا به شهادت رسید شهید روح الله قربانی @jamondegan

برچسب: میخواهم,شهیدشوم, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 23:31

گروه حماسه و مقاومت رجانیوز - کبری خدابخش مادر شهید:(حجت اصغری شریباینی ) همسرم از رزمندگان دوران دفاع مقدس بود و این افتخار را داشت که مدتی همرزم و همراه مجاهدان بحق امام خمینی(ره )باشد. آن زمان که همسرم به جبهه رفت، ما چندان امکانات رفاهی برای زن

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 23:31

شهید مدافع حرم حسین آقادادی از خادمان هیئت رزمندگان اسلام اصفهان و از گروه ۴۰ مهندسی صاحب الزمان عج اصفهان در درگیری با تروریستهای داعش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.و آخرین محرم عمر خود را در نوکری اباعبدالله الحسین (ع)سپری کرد . شهادتت مبارک h

برچسب: آقادادی, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 19:59


دست نوشته سردار شهید عبدالله خسروی برای یکی از دوستانش در دوران دفاع مقدس

دوست دارم تا کوزه گر از خاکم سوتکی بسازد

تا به دست طفلکی گستاخ خواب خفتگان را آشفته سازد

@jamondegan

برچسب: عبدالله, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 19:59

شهید جواد محمدی مفرد به ابوفاضل معروف بود . واما داستان شهادتش: خانطومان بودیم تو منطقه ای که الان به نام ابوفاضلی هستش بالای انبار کاه . خبر دادن دشمن تحرکاتش شده و بچه های جیش سوری ترسیده بودن و اعلام نیاز کمک و نیرو داشتن شهید دلاور جواد به همرا

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 19:59


همسر شهید مرتضی حسین پور:

خیلی خیلی دوست دارم آن قدر که همه شهیدان همت و باکری را می شناسندو از آنها می گویند

وِرد زبانشان بشود امثال شهید بیضائی ها،شهریاری ها وشهید حیدرها که خیلی مظلومانه شهید شدند

برچسب: ها,شهریاری,مظلومانه, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 19:59

گر بہ صد منزل فـــــراق افتد میان ما و دوست ... همچنـــــانش در میانِ جان شیرین ؛ منــــــزل است ... ولادت : ۱۳۶۲ جهرم شهادت: ۱۳۹۴ حلب/سوریه شهید محمد استحکامی سالروز شهادت @jamondegan

برچسب: استحکامی, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 19:59


انا لله و انا الیه راجعون

عصام زهرالدین فرمانده لایق ارتش سوریه در دیرالزور که

سه سال از سقوط شهر جلوگیری کرد، بر اثر انفجار مین به شهادت رسید.

https://t.me/joinchat/C9nfRDyiUT9Ge3dS7KO61g


برچسب: زهرالدین,فرمانده, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 0:40


رزمنده مدافع حرم حاج عبدالله خسروی فرمانده گردان فاتحین در دفاع از

حرم حضرت زینب (س) در سوریه به قافله ی شهدا ملحق شد .

@mostafa_sadrzadeh

برچسب: عبدالله,خسرویدر, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1396 ساعت: 22:21


اولین سالگرد بسیجی مدافع حرم

سردار شهید مصطفی رشیدپور

@jamondegan

برچسب: رشیدپور, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1396 ساعت: 22:21

ناگفته های علی هادی مشلب از برادر شهیدش احمد مشلب امر جهاد قصد رفتن احمد به سوریه غافل گیرکننده نبود. چون شاگرد مکتب او بودم بارها از او شنیده بودم که جهاد وظیفهی ماست و دفاع از اسلام و پرچم امام و انقلاب و حفظ ملت اسلامی از شر دشمنان، بخشی از مجاهدت در راه خداست. من از احمد یاد گرفتم که جنگ در سوریه جنگ تمام اسلام با تمام کفر است و ما نیز باید در این جنگ مجاهدت کنیم. احمد به من آموخت که جهاد یک امر مقدس است برگرفته از کتاب خاطرات شهید مدافع حرم احمد مشلب از حزب الله لبنان بزودی از «یک بغل گلسرخ» ، انتشارات تقدیر عکس یادگارےشهید احمد مشلب وبرادرش علےهادےمشلب کانال رسمی شهیدمَشلَب در تلگرام https://t.me/AHMADMASHLAB1995

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 13:47

شهیدعزادار نمےخواهد،

شھید رهرو مےخواهد

و شما هم با قلم، قدم و زبان خود

رهرو امام و رهبرے باشید.

@Agamahmoodreza

برچسب: شهیدحاج, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 13:47

بسم رب الشهداء و الصدیقین تدمر اولین ملاقات بود. یکی از شهرهای استراتژیک سوریه که چندین بار دست به دست شده بود و بالاخره در دستان مقاومت قرار گرفت. چه رفقاتی شد از بُعد زمانی کوتاهو اما از بُعد روحی و دلی عمیق. هر موقع فرصت میشد با هم خلوتی داشتیم. آقا رضا رو خیلیها میشناسن و میدونن که یکی از خصوصیات اخلاقیش این بود، اینطور نبود زود با کسی رفیق بشه سفره دل باز کنه. اما نمیدونم چرا یهو بین منو رضا این رفاقت و صمیمیت ایجاد شد. بهطوری که دردودلاشو به من میگفت و از گذشتهها و تجربهها. مثلاً میگفت با نیرو و افراد مختلف باید اینطور رفتار کرد یا چه معنا داره انسان خودشو اذیت کنه چون با طرف مقابل تعارف داره خب حرفتو بهش بزن اما مودبانه! خب چند روزی گذشت هر کدوممون مشغول کاری شدیم. تا اینکه یهو خبر دادن یک ماشین که سه نفر ایرانی داخلش بودن روی تله رفتن. قلبم ایستاد، پرسوجو کردم دیدم هر سه شون از رفقای خودم هستن. کاش میشد حس اون لحظه رو به رشته تحریر درآورد. کاش بعضی حسها رو میشد منتقل کرد. نه اصلاً نمیشه تا نباشی تو گود نمیشه ... منطقه به علت دور بودن و مینگذاری وحشتناک داعش پس از شکست در منطقه ...، بچهها رو وادار کرد با هلیکوپتر به سراغ این سه نفر برن. اتفاقاً صبح هم چند تا از بچههای فاطمیون روی مین رفتن که با هلیکوپتر منتقل شدن. یکی از اون سه نفر آقا رضا بود. تو بیمارستان دیدمش تا منو دید خیلی خوشحال شد. اما دچار موج گرفتگی شده بود و زیر چشمش کبود و جفت گوشهاش نمیشنید. خب مینیبوس حمل مجروح رو آماده کردن و رضا رو بر خلاف خواسته خودش بردن دمشق که بفرستن ایران. اما اصل داستان از اینجا شروع میشه که منم بعد چند روز رفتم دمشق اونجا فهمیدم رضا نرفته و دیدمش و خی

برچسب: محمدرضا,سنجرانى,همرزمان, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 13:47

بسم رب الشهداء و الصدیقین "پرچم عباس [ع] تا بالاست در شهر دمشق، سینه چاکانِ حرم آسودهتر میایستند؛ (بخش پنجم)، توجه به برپایى مجالس اهل بیت [علیهم السلام]" ... رسول خیلی هیئتی بود ... توجه ویژه ای به برپایی مجالس اهل بیت علیهم السلام داشت. حتی در ایام محرم چند روز قبل از شهادتش که سوریه بود، با دوستش تماس می گیره و از دلتنگی اش نسبت به هیئت میگه که تو این ایام هیچ جا هیئت نمیشه ... آقای صابر خراسانی هم تعریف می کردند: بعضی اوقات که وارد هیئت می شدم می دیدم آقا رسول جلوی در ایستاده می گفتم چرا اینجا؟! می گفت: هیئتمونه باید جلوی در وایسم! ... پى نوشت: در روضه های ارباب و مجالس عزاداری اهل بیت (ع) مرا فراموش نکنید. (برشى از وصیت نامه شهید) @labbaykeyazeinab

برچسب: محمدحسن, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 13:47

شب همه اش ظلمت و تاریکی نیست، شب همه اش سکوت و آرامش نیست... شب گاهی پر است از بی قراری های کودک منتظر بابا... پر است از درماندگی بانویی که میخواهد کودک را آرام کند ... اما چگونه؟ گاهی شب مملو التماس است و اشک... پر است از نوای یکبار دیگر بیا... تو خودت کمکم کن... شب پر از صداست ...صدای هق هق گریه دختری و یا شاید پسری... صدای درد فراق...شب پر است از نگاه... خیره به یک قاب عکس که هنوز هم با لبخند تو را می نگرد... شب گاه شکستن است برای بانوی جوانی که تمام روز سعی کرده هم پدر باشد و هم مادر... بانویی که نمی داند تب جدایی را تاب آورد یا فوج نگاه و حرف مردمانی که نمی فهمند شهید یعنی چه؟ شب لبریز است از غربت و تنهایی ... لبریز از نبودن و ندیدن پدری که آسمانی شد... از حرم فاصلهاش زیاد است. نیم ساعتی طول کشید تا رسیدم؛ اما حال و هوای حرم را داشت. از بعضی خانههایش صدای اذان قاآنی میآمد و مناجاتهای سحر حرم. اول، محلههای قدیمیترها بود. سالهاست میشناسمشان. درِ خانة هر کدامشان، به اندازة گلوتر کردنی نشستم، سلام و علیکی کردم و راه افتادم. وصف محلة تازه را زیاد شنیده بودم. راستش عجله داشتم زودتر آنجا را ببینم. اوصاف ساکنان محلة جدید را از هر که پرسیدم، گفت: «شنیدن کی بود مانند دیدن». دور نبود، کمی که جلو رفتم کم کم پرچمهای زرد و قرمز بالای خانهها پیدا شد. به اول محله که رسیدم صدای روضه میآمد، یکی مقتل میخواند. روضة شام بود و حکایت طشت و رأس و بازار. چشم گرداندم همین خانة اولی بود: رضا اسماعیلی. در زدم... سر به روی در گذاشتم. پیشانیام را روی اسم رضا گذاشتم... هنوز اول محله است توانم تمام شده؛ ایهاالروؤف اغثنی... گرمای دستی روی شانهام و نوازش دستی دیگر روی سرم مرا به دنیا برگ

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 13:47

۲۰مهر مصادف است با سالگرد شهادت اولین شهید مدافع حرم استان قزوین،شهید رسول پورمراد در سال۹۴ آیتالله بهجت(ره) شهادت،اگرحسابش رابکنیم موجب مسرّت است،نه موجب حزن بایدبفهمیم که شهادت، ازموجبات سعادت است سالروزشهادت شهیدمدافع حرم حاج حمیدمختاربند @jamondegan

برچسب: بایدبفهمیم,ازموجبات, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 13:47

بسم رب الشهدا والصدیقین رزمنده دلاور،احمد طاهر عظیمی از رزمندگان لشکر فاطمیون در راه دفاع از حرم حضرت زینب س به فیض شهادت نائل آمد صلوات شهادتت مبارک دلاور . . . شهید قربان برات زاده امروز صبح درمنطقه بمو استان کرمانشاه درحین پاکسازی میادین مین وبرخوردبا مینTS50 به یاران شهیدش پیوست . . . @jamondegan

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 12:37

u200d دوست شهید حامد جوانی : آقا حامد سال ها تو هیئت فاطمیه (س) طالقانی تبریز به عزاداری مشغول بود. وقتی ایام محرم می شد یکی از چرخ های مخصوص حمل باندها رو برای خودش بر میداشت و وظیفه حمل اون چرخ رو به عهده می گرفت. با عشق و علاقه خاصی هم این کار رو انجام می داد. وقتی عاشورا می شد برای هیئت چهار هزار تا نهار میدادیم که حامد منتظر می شد همه کم کم برن تا کار شستن دیگ ها رو شروع کنه با گریه و حال عجیبی

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 12:37

مادر بزرگوار شهید رضا سنجرانی: روزی که رضا میخواست به سوریه برود، گفتم: «من جواب بچههایت را نمیتوانم بدهم»، رضا گفت: «مادر! من اگر نروم از حرم دفاع کنم، شما فردا میتوانی سرت را مقابل جدت حضرت زهرا(س) بالا بگیری؟ به حرم بی بی(س) جسارت میکنند، من چطور آرام بنشینم؟» حالا هم در عجبم که چرا اینقدر آرام و صبورم. مطمئنم رضا در حقم دعا کرد وگَرنه مگر میشود خار به پای فرزندی برود و مادرش آرام بن

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 12:37

وحید بیست و سوم دی ماه سال 88 در یک مراسم بسیار ساده و خصوصی با دختر عمهاش عقد می کند. در کل دوران نامزدی اش اصلاً همسرش را نمیبیند، وحید بندر عباس و همسرش تبریز، در طول این دوران فقط از طریق تلفن با همسرش در ارتباط بود. سه ماه بعد از عقد، مراسم عروسی نگرفتند، فقط یک شام دورهمی که کل فامیل بودند و بعد از آن برای شروع یک زندگی مشترک با همسرش به بندر عباس به خاطر مسایل کاری رفت. یک روز ناراحت از

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 12:37

خاطره ی آموزنده از شهید جواد حسناوی اقا جواد یه اخلاقی داشت که از روح بزرگش نشأت می گرفت. جاهایی که باهاش بودم گه گاه می دیدم کسی دست نیاز به سمتش دراز میکنه، دست خالی بر نمی گشت. یک بار در بازار کربلا غذا خوردیم که شخصی آمد و گفت من گشنه هستم و او همه ی آنچه برای خودمان سفارش داده بود، بدون کاستی برایش سفارش داد. بهش گفتم آخه تو از کجا میدونی یارو فیلم بازی نمیکنه؟ گفت: من به فیلمش کاری ندا

برچسب: محاسباتم, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 12:37

« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن » خاطرات شهید بعداز هر عملیات همیشه بعد از هر عملیاتی که انجام میشد چند روزی ابوحامد را نمیشد به راحتی پیدا کرد، حتما باید دنبالش میگشتیم. برایم جای تعجب بود که آخر کجا میرود، چه کار میکند؟ بعدها که شناختم از حاجی بیشتر شد یا به قول معروف خودمانیتر شدیم جواب سوالم را پیدا کردم، حاجی همیشه بعد از هر عملیات به عیادت رزمندههای مجروحی که در ب

برچسب: ابوحامد, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 12:37



او جوانی بود که با شنیدن صدای الله اکبر اذان هرجا و هرمکان و... بود خود را برای نماز آماده می کرد...

( در جوانی پاک زیستن شیوه پیغمبری است.)

گـروه فـرھـنـگـی سـرداران بـے مـرز

@Sardaranebimarz

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 12:37

اهل آسمان که باشى ...

هر کجا که باشى، فرقى نمىکند.

روزها، خورشید نگاهت بر گونههاى بارانخورده کودکان معصوم به گرمى طلوع مىکند.

شهید مدافع حرم محمد جاودانى (میثم)

@labbaykeyazeinab

برچسب: جاودانى, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 12:37

لحظہ تولدت شروع پرواز اسٺ براے پرستوهـا و خاطرہ ماندنے براے تمام آسمانها... 18مــهــر سالروز تولد شهیدمدافع حرم سیدجواداسدے @jamondegan

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 12:37

بسم رب الشهداء و الصدیقین مدافع حرم حضرت زینب(س) محمدرضا احمدی در راه دفاع از حرم عقیله بنی هاشم به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شهادتت مبارک @jamondegan علی خوش لسان؛ از اهواز در دفاع از حریم اهلبیت(ع)، اسلام حقیقی و تامین امنیت ملی کشورمان؛ بدست تروریستها در عراق شهادت رسید و آسمانی شد. @mostafa_sadrzadeh

برچسب: شهادتتان, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 4:33

وصیت نامه شهید عاشورا ، شهیدمدافع حرم محمد جاودانی بافکر

مشهد مقدس

@jamondegan

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 مهر 1396 ساعت: 3:19

فرازی ازوصیت نامه شهیدحججی نمیدانم چه شدکه سرنوشت مرابه این راه پُرعشق رساند بدون شک شیرحلال مادرم لقمه حلال پدرم وانتخاب همسرم درآن اثر داشته است تصویری از وداع همسرشهیدحججی @jamondegan

برچسب: همسرشهیدحججی, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 مهر 1396 ساعت: 3:19

صفحه بندی